ميرزا حسين خان مبصر السلطنه

47

مراسلات طهران ( فارسى )

دو محبوب جان من ! اكنون كه عالىجاه رستم بيگ غلام عازم بود ، لازم ديد بدين مختصر تصديع افزا شده ، مستفسر حالات بهجت آيات آن محبوب و گزارشات و امورات آن و لا كه راجع است به عمل گمرك ، بشود . زيراكه در اين مدّت مشروحا از عمل مزبور و چه‌گونگى مراوده با حكومت و تحصيل برات مستقرضه مرقوم نفرموده ، ولى همين‌قدر مىدانم كه حكمت و بصيرت و عاملى آن محبوب كه مستلزم حصول مرام است ، در مواقع خود كسب مشايع مستحبّه و جلب فوايد منظوره خواهد نمود . هفتهء گذشته در جواب مراسلهء اخير واصله ، كه محتوى بر دستورالعمل فرش‌هاى خانه بود ، شرحى معروض داشت و البتّه خاطر شريف از اين بابت قرين اطمينان گرديده است . در خصوص عالىجاه نورچشم عزيزم ميرزا عبد اللّه اشاره فرموده بوديد ، مخلص آن‌چه را كه منظور سركار عالى بوده است ، قبلا به او نگاشته و نصيحت نموده بود كه : « در صورتى كه خود خبط مىكنى و به عوض حواله‌جات پول سياه ، وجه سفيد مىدهى ، البتّه خود بايد از عهدهء اين ضرر برآيى . » اهل خانه ان شاء اللّه همگى صحيح و سالمند ، عرض سلام خدمت عليا مخدّرهء محترمه والدهء مكرّمه مىرسانم . نورچشم عزيز جان ، ميرزا حسن خان ، ان شاء اللّه با والده‌اش به صحّت و سلامتى مقرونند . روز گذشته حبيب اللّه را به جهت بعضى كارها به شهر فرستادم از آن جمله فرموده بود قلم‌دان سركارى را از مذهّب‌باشى گرفته بيآورد . اين فقره را به كلّى فراموش كرده بود . و اللّه امروز مصحوب عالىجاه